محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1930
تاريخ الطبرى ( فارسي )
پيش بودند ، بجز آنها كه گفتيم معزولشان كرد و كس ديگر بجايشان نهاد و نيز قاضيان وى همان كسان سال پيش بودند . آنگاه سال بيست و يكم درآمد ابو جعفر گويد : بگفتهء ابن اسحاق جنگ نهاوند در اين سال بود . ابو معشر و واقدى نيز چنين گفتهاند ، اما به گفتهء سيف بن عمرو جنگ نهاوند به سال هيجدهم هجرت و سال ششم خلافت عمر بود . سخن از جنگ مسلمانان و پارسيان در نهاوند : آغاز كار چنان بود كه ابن اسحاق گويد : قصهء نهاوند چنان بود كه نعمان بن مقرن عامل كسكر به عمر نوشت و خبر داد كه سعد بن ابى وقاص مرا به گرفتن خراج گماشته اما جهاد را دوست دارم و بدان راغبم . عمر به سعد نوشت كه نعمان به من نوشته كه او را به گرفتن خراج گماشته اى و اين را خوش ندارد و به جهاد رغبت دارد او را به مهمترين جبهه خويش فرست . گويد : و چنان بود كه عجمان در نهاوند فراهم آمده بودند و سالارشان ذو الحاجب بود كه يكى از عجمان بود . آنگاه عمر به نعمان بن مقرن چنين نوشت : « به نام خداى رحمان رحيم : « از بندهء خدا ، عمر ، امير مؤمنان « به نعمان بن مقرن « درود بر تو ، و من ستايش خدايى مىكنم كه خدايى جز او نيست . « اما بعد : خبر يافتم كه جمعى بسيار از عجمان در شهر نهاوند ،